۱۲ مطلب در آذر ۱۴۰۳ ثبت شده است

..

اینکه می‌تونم ببینم چه جاهایی هنوز اونقدر بالغ نشدم، خوبه. اینکه می‌‌تونم بفهمم چه بخش‌هایی از وجودم به رشد بیشتری نیاز دارن، خوبه. اینکه ادم‌هایی رو دارم که این مسئله رو یادم بندازند، خوبه. یاد گرفتن، از همین‌جا شروع می‌شه. 

  • نظرات [ ۲ ]
    • دوشنبه ۵ آذر ۰۳

    .

    نیم ساعت پیش داشتم به هری که توی پذیرایی روی یکی از مبل‌ها لم داده بود التماس می‌کردم که بیاد و پیش من بخوابه. همه خواب بودند و خونه تاریک بود. هر از گاه نور سفید برق فضا رو روشن می‌کرد و دوباره تاریک می‌شد. بعد صدای رعد می‌اومد که هربار نزدیک‌تر می‌شد. حالا که می‌نویسم، هری اومده و بعد از اندازه‌گیری‌ها و محاسبات فراوان، خودش رو پایین پام جا کرده. احساس وزنش روی پتو و چسبیده یه ساق پام، خیلی برام خوشاینده. دوست می‌داشتم که بغلش کنم و بخوابم؛ ولی همین که امشب اینجاست و نه روی مبل، به اندازه کافی خوشحالم می‌کنه. مهم نیست که پاهام خواب برن یا خودم خوابم نبره، کوچکترین حرکتی که باعث بشه هری از جاش بلند بشه، ممنوعه.

  • نظرات [ ۲ ]
    • پنجشنبه ۱ آذر ۰۳
    I'm a beast, I'm a monster,
    a savage; and any other
    metaphor the culture can
    imagine, and I've got a caption
    for anybody asking; that is
    I'm feeling fucking fantastic.
    آرشیو مطالب